لب خاموش نمودار دل پرسخن است

لب خاموش نمودار دل پرسخن است

کامنت ها تایید نمیشود . امانت میماند پیش خودم

پشتیبانی

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

درسکوت ما صدا میاید از دیوار ها

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۱ ب.ظ
شاید روزه ی سکوتبر منحلال باشد!مدت هاستاز حرف زدنعاقبتِ خوشی نمی بینم! + التماس دعا ازهمگی دوستان : )
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۱
holy mind

خر ما از کرگی دم نداشت

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۰ ب.ظ
بد شانسی چیست ؟بدشانسی یعنی اینکه تا ساعت 3 نصفه شب پای درس های تلنبار شده ات باشی و درس بخوانی بعد همینکه دیگر مغزت توان نداشت و ازسر بیکاری شروع به آرایش کردن خود شدی مادرت از در با یک بشقاب میوه و بیسکویت وارد شود ونگاه عاقل اندر عقب مانده ای به تو بیندازد و بگوید وقت کردی درس هم بخوانی بد نیست و با تکان دادن سر که حکایت از تاسف خوردن بر حال دبیر مملکت داشت اتاق را ترک نماید  + یک دقیقه قبلش میامد میدید که بنده درس مبخواندم به جان خودش
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۰
holy mind

عنوان این پست آش شله قلمکار

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۹ ب.ظ
قبل از خواندن این پست باید حضور همایونیان عرض کنم . این پست از هر در سخنی میباشد . نوشته هایم مثل کمدی است که وسایل را به زور لگد دورنش جا دادند و با باز کردن کمد همگی به یکباره بیرون میریزن البته تقصیر ذهن خود بنده هم هست چرا که این روزها ذهنم در وضعیت همان کمد است . 1- آدم ها اصولا کسانی که بیشتر و صادقانه تر دوستشان دارند را میرنجانند و اورا از خود دور میکنند . دیدم که میگویم . اگر از صداقت و عشق یک نفر نسبت به خود مطمئن شدید ( حال آن شخص حتما نباید جنس مخالف باشد ) ممکن است که دوست آدم ، مادرش ، خواهرش و ... باشد ، هیچ وقت از دستش ندهید و دلش را نشکنید . بلکه همیشه کنارش بمانید و خدا را بخاطر داشتنش شکر کنید . 2- گاهی اوقات انسان هایی میایند و کلی دروغ و پز و چاخان تحویلم میدهند و من فقط یک لبخند ساده میزنم . ولی کاش همین شخص یک درصد در ذهنش فکر کند اینکه به رویش نمیاورم دلیل بر نفهمیدنم نیست . بلکه دوست دارم که انقد ادامه دهد که بلاخره یک جا گیر آدم خودش بیفتد و حسابی ضایعش کند . 3-  حذف شد 4- تازه ماجرای دنیا و ساسی تمام شد که دوست دختر ( البته اینکه ادعاس یا واقعا دوست هستند و یا هدفش سو استفاده و خود نمایی است را نمیدانم ) عمو تتل مسخره بازی هایش شروع شده . واقعا این رفتارها چه معنی دارد ؟ گاهی اوقات فکر میکنم حقمان است که همین جهانی سومی باقی بمانیم . وجود این حجم از دختران و پسرانی که در فضای مجازی میبینیم واقعا نگران کنندست . دختران و پسرانی که هیچ عقیده و خط قرمزی در کارهایشان ندارند وفقط بی هدف در این صفحات میچرخند ؟ اما در برخورد بااین افراد سوال دیگری که برایم ابجاد میشود این است که وقتی فرهنگ سازی از قبل صورت نمیگیرد چرا مسئولی هم وجود ندارد که رسیدگی کند ؟؟ نهایت نظارتشان این است که  گاهی اوقات در لابه لای صفحات ازما عاجزانه خواهش میکنند که اگر زیر 18 سال هستیم صفحه را ببندیم . خب اگر بالای 18 بودیم نبندیم ؟ لطفا یک صفحه ی هشدار برای بالای 18 سال ها هم درست کنید که نطارتتان دقیق شود مسئول جآن . + در فکر رفتن و جابه جا شدن از این وبلاگ به جای دیگر هستم . یحتمل بعد از امتحانات عملی اش کنیم .++ چه خوب است که با چک کردن آی پی ها یک همشهری را پیدا میکنی که خاموش تورو میخواند . درصورتی که نمیداند همشهری هستیم : )
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۹
holy mind
شرح عکس و چرایی انتخابش بماند. + عنوان از سجاد رشیدی پور
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۷
holy mind

فیلم آموزشی

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۶ ب.ظ
حرفی ندارم در مورد اینکه چرااین پست را ثبت کردم . یعنی حرف ها بسیار است اما نمیتوانم چیزی بنویسم فقط میتوانم بگویم که متاسفانه با توجه به وضعیت موجود باید حواس خود را خیلی جمع کنیم . همیشه پیشگیری بهتر از درمان است . گاهی سهل انگاری ها که از جانب خانواده خصوصا مادر صورت میگیرد اتفاقات این چنینی را هم دنبال دارد . فقط بعد از دیدن این کلیپلطفا در صورت امکان نشر دهید کلیک
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۶
holy mind

خوابم میاید عنوان ندارم

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۵ ب.ظ
تمام عکس های شخصی اعم از سلفی ، پرتره ، مدلینگ ، باحجاب ، بی حجاب ، خوابگاهی، دانشگاهی ، دبیرستان و حتی آنهایی را که در خواب ناز تشریف داشتم و برادرم ازمن گرفته بود و داخل تبلت و موبایل همایونی بود را به لب تاب انتقال دادیم که مثلا اگر تبلتمان و یا گوشیمان به سرقت رفت ، خیالمان تقریبا  راحت باشد . عکس هابرروی دسکتاپ بود تا که به هارد انتقال پیدا کنند اما دو روز پیش ویندوز پرید و تمام عکس های بنده نیز به همراهش پرید  الان بنده پاک پاکم دریغ از یک عکس شخصی  . ازطرفی هم بسکه هزار الله اکبر گوشی بنده زنگ خور و اس ام اس خور ندارد که گوشیمان نمیدانیم کجاست ؟  تازه امروز عینکم روی چشمم بود و یک ربع داخل اتاق دنبالش گشتم  دوعدد از کتاب های عزیز هم خوابگاه جا گداشته ام  گزارش کارورزی را هنوز کامل  ننوشته ام
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۵
holy mind

شاید همان حس ششم است

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۳۹ ب.ظ
هر چند وقت یک بار چنین حالتی به من دست میدهد . نمیدانم دقیقا اسمش چیست یابه این حالت چه میگویند اما تقریبا یک ماهی است که هراتفاقی که میخواهد بیفتد ، بسته به اهمیتش قبل ازاینکه اتفاق بیفتد مطلع میشوم . ( خودم هم نفهمیدم چه گفتم ! )در ذهنم یک سری کلید واژه پیدا میشود .مثلا یک هفته پیش یک لحظه قیافه ی یک شخص در نظرم آمد کلماتی که درذهنم تداعی میشد را کنار هم چیدم و به یک نتیجه رسیدم . دو روز بعد همان شخص را دیدم با همان نوع برخورد ، محل و حتی افتادن سویچ از دستش که ازقبل در ذهنم دیده بودم .وهمینطور همان حرفایی که در ذهنم امده بود را زد و رفت .حرفا هایش برایم تکراری بود چون از قبل میدانستم که چه میخواهد بگوید و در ذهنم شنیده بودم امروز هم که برادرم با مادرم مشغول صحبت بود و یک لحظه انگار کسی در گوشم بگوید اسم مجید را شنیدم .ناخودآگاه بدون اینکه بخواهم بپرسم ، گفتم مامان مجید کی بود ؟درصورتی که اصلا اسمی از مجید درگفتگوهای این دو بکار نرفته بود .و برادرم باتعجب نگاهم کرد و گفت : برات تعریف کردم ؟گفتم نه !گفت پس مجید رو چطور فهمیدی ؟ میشناسی ؟گفتم نمیدونم همینطوریگفت : مجید همونیه که کار روانجام داد : | باز تو حدس زدی ؟!!  + هوا بس ناجوانمردانه گرم است  امروز نزدیک بود از گرما بتوقم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۹
holy mind
http://online.1abzar.com/user.php?admin=39542&ref=http://http://nemodar.blog.ir/

پشتیبانی

​ ​