لب خاموش نمودار دل پرسخن است

لب خاموش نمودار دل پرسخن است

کامنت ها تایید نمیشود . امانت میماند پیش خودم

پشتیبانی

آب هم اگر راکد بماند فاسد میشود

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۱۰ ب.ظ

هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد پر می شود. این کوزه اگر روزی پر شد یاد گرفتن آدمی تمام می شود، نه که نتواند، دیگر نمی خواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار می‌گذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن میمیرد.

اما آدم غیر متعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آنرا تغییر می دهد. اگر شما مدتی است که افکارتان تغییر نکرده بدانید که این مدت فکر نکرده اید.
آب هم اگر راکد بماند فاسد می شود

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۰
holy mind

خیانت

پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۱۱ ب.ظ

ما چیزی که خودمان می خواهیم باشیم، نیستیم. چیزی هستیم که جامعه می خواهد. چیزی هستیم که والدینمان انتخاب می کنند. ما نمی خواهیم کسی را ناامید کنیم. نیاز شدیدی به دوست داشته شدن داریم. بنابراین بهترین ها را در وجود خود خفه می کنیم. کم کم درخشش رویاهامان تبدیل به هیولای کابوس هامان می شود. آنها کارهایی اند که انجامشان نداده ایم. ممکن هایی که ناممکن کرده ایم.

با انجام دادن آنچه نباید انجام دهی، خودت را پیدا می کنی. وقتی احساس من شبیه احساس کسی نیست، مطلقاً هیچ کس نمی تواند بفهمد درونم چه می گذرد؛ این یعنی تنهایی!

دنیای کنونی ما پر است از مردمی که در لحظه ای بی نهایت سخاوتمندند اما بعد خشمشان را روی ضعیف تر از خود خالی می کنند. مردم به طرز فزاینده ای غیرقابل پیش بینی شده اند. واقعا برای این افراد چه اتفاقی می افتد؟ افرادی که فکر می کنیم آنها را می شناسیم. چرا این قدر پرخاشگرانه رفتار می کنند؟ آیا ناشی از استرس کاری است؟ و فردایش دوباره عادی و طبیعی رفتار می کنند و با آنها احساس راحتی می کنیم‌. اما خیلی زود می بینیم که زیر پایمان را خالی کرده اند، آن هم وقتی که انتظارش را نداریم. در این مواقع به جای اینکه بپرسیم مشکل او چیست، متحیر از خود می پرسیم آیا کار اشتباهی انجام داده ایم؟هر کسی در زندگی به روزهایی می رسد که در آن روزها می گوید: خُب، زندگی من آن طور که انتظار داشتم نیست و آنچه را می خواستم برایم فراهم نکرده اما اگر زندگی از شما بپرسد برای او چه کرده اید، چه پاسخی می دهید؟

زمان انسان را تغییر نمی دهد. تنها چیزی که ما را تغییر می دهد عشق است.

+ خیانت پائولو کوئلیو

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۱۱
holy mind

 

مردم آنقدرها هم که فکر می‌کنید به شما اهمیت نمی‌دهند. شاید تلخ و ناگوار به نظر برسد اما واقعیت دارد. اگر همیشه فکرمان درگیر برداشت دیگران در مورد خودمان باشد، باعث می‌شود نظرات و توقعات دیگران برای‌مان تعیین کننده بشود.

اینکه چه کسی هستیم، مدام در حال تغییر است . گذشته، حال و آینده‌ی ما کاملا با هم متفاوت است زیرا نگرش ما طبق شرایط زندگی و تجربیات، تغییر می‌کند. به همین دلیل ما باید همیشه هنگام تصمیم‌گیری‌ها، زمان حال‌مان را ارزیابی کنیم.

دست از مقایسه‌ی خودتان با دیگران بردارید با فشارها و استرس‌هایی که امروزه رسانه‌های اجتماعی بر ما وارد می‌کنند، به سادگی در دام مقایسه‌ی نابجای خود با دیگران گرفتار می‌شویم و زندگی خودمان را با زندگی به ظاهر «کامل» و «همه‌چیزتمام» دیگران مقایسه می‌کنیم.

فکر نکنید دیگران به پند و نصیحت شما گوش می‌دهند. هیچکس هرگز به پند و اندرز دیگران گوش نمی‌دهد مگر اینکه آن پند و توصیه، در زمان درست و در شرایط مناسب ارائه شود.

شما تنها می‌توانید واکنش خودتان را کنترل کنید در زندگی، این نگرش ماست که تعیین می‌کند چقدر شاد یا نارحت باشیم. شما می‌توانید واکنشی را انتخاب کنید که پژواک مثبت یا منفی روی زندگی و افکار و احساسات و هیجانات آینده‌تان داشته باشد.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۵۲
holy mind

Keep calm it's my 23rd birthday

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ب.ظ

عکس و تصویر لبانت سیب ممنوع بهشتی تو زیبایی و دور از هرچه زشتی برای بردن غم از ...
۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۱۵
holy mind

ساکن روان من

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۵ ب.ظ

داشتم فکر می‌کردم آدمیزاد چه شبیهِ رودخانه است، نه؟ رودخانه و آدم‌ها، همیشه به یک هیئت و یک ظاهرند. با اینکه همه خبر دارند آبی که دیروز ازین‌رود می‌گذشته، گذشته و رفته و رسیده است جای دیگر، اما کسی باور ندارد این رود، رود دیگری باشد. آب دیروزی گذشته و رفته و حالا شده چیز دیگر در جای دیگری. و آب‌های جدید آمده‌اند که آن‌ها هم بروند. با این‌حال تا وقتی که آبی در رود هست، هنوز همان رودخانه است، گیرم با آب دیگری.‏

آدم‌ها عوض می‌شوند. تغییر می‌کنند. سال به سال و ماه به ماه و روز به روز. عوض می‌شوند و ما به هیئت همان آدم قبل می‌شناسیم‌شان هنوز. خاطره خنکی همان رود پارسالی که دلچسب بود، سمج می‌چسبد گوشه ذهن. تا ابد اسمش که می‌آید فکر می‌کنیم همه چیز همان است که بود.فقط وقتی بارومان می‌شود این آب در حال تغییر است که رود یا به کل خشک شده باشد یا آن‌قدر گل آلود که نشود باز شناختش.‏ 


+ ممنونم غریبه ی آشنا  بابت کامنتت :)  خیلی خوشحالم کردی ^_^ 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۱۸ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۵
holy mind

خدا خیر بدهد نفر هزارم را

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲ ب.ظ
عکس و تصویر شاید برای بزرگ شدن زود بود.. شاید باید کوچک می ماندیم ؛ تا 20 سالگی ...
 
 

شاید برای بزرگ شدن زود بود.
شاید باید کوچک می ماندیم ؛
تا 20 سالگی ...
تا 30 سالگی ...
تا 60 سالگی اصلاً ...
کوچک می ماندیم و زندگی می کردیم .
مثل 4 سالگی موقع دروغ گفتن خنده مان می گرفت ،
دویدنمان از سر شوق بود ،
و گریه هایمان بخاطر افتادن بستنی ...
درد ها با بوسهء پدر آرام و اشک ها روی دامن مادر خشک میشد ...
ما قد کشیدیم ...
ولی بزرگ نشده بودیم ،
و هنوز خیلی کوچک بودیم که پلکی زدیم و دیدیم وسط یک مسابقه ی بزرگیم .
آدم ها را دیدیم که می دوند ، خسته می شوند ، گریه می کنند ، هل می دهند ، زمین می خورند ، بلند می شوند ، باز می دوند می دوند و می دوند ...
تازه داشتیم آدم ها را نگاه می کردیم ،
تازه می خواستیم بپرسیم اسم مسابقه چیست ؟!!
چرا باید بدوییم ؟!!
اگر ندویم چه میشود ؟!!
تازه می خواستیم بند کفش هایمان را سفت کنیم ؛ که یک نفر ، دو نفر ، ده نفر ، لگدمان کردند و رد شدند ...
وقتی که خوب له شدیم ؛
نفر هزارم قبل از آن که از روی مان رد شود ؛ یقه مان را گرفت ، بلندمان کرد و گفت :
" پاشو .
زندگیه ... 
باید بدویی ... "
خدا خیر بدهد نفر هزارم را !!
ما می دویم ؛
با کفش هایی که هنوز بندش باز است.

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۲۳:۴۲
holy mind

بزرگترین اشتباه زندگیم

شنبه, ۲ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ب.ظ

ما مردمانی هستیم که با دل‌مان دوستی می‌کنیم، نه با دست و زبان و کلمه‌ها و پول‌هایمان. یعنی حتی کلمه در این حریم راهی ندارد و نامحرم است. بی‌معنی‌ست. کلمه‌ی راست نامحرم است حتی، چه برسد به دروغ و تزویر و فریب و چند رنگی.

الان مانیفست دادم؟ بله دادم. چه عیبی؟ مردم باید حریم‌ها را بشناسند و حرمتِ ما را، حرمت دوستی مارا نگه دارند. از دماغ فیل افتاده‌ایم و خود فلانِ خاص پنداریم؟ شاید. هر چه هستیم و هر چه می‌خواهند فکر کنند مهم نیست. مهم این است که ما یک کلمه بیشتر هم، تابِ تزویر و بی‌مهری نداریم انگار. اگر دوستی کردن سختتان است آرام بروید و در را هم پشت سرتان ببندید. نمانید که ادای دوست‌ها را در بیاورید در حالی که دوست نیستید. با ما نه، با خودتان صادق باشید. من به شخصه به هر غریبه‌ای که کمک بخواهد، کمک خواهم کرد. پس به صرفِ منفعت _ هر نوع منفعتی _ نمانید و ادای دوست بودن در نیاورید. دوستی حرمت دارد.


+ بزرگترین اشتباه زندگیم اونجا بود که فکر کردم اگه کاری با بقیه نداشته باشم بقیه هم کاری با من ندارن! 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۶
holy mind

بی حوصلگی

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ب.ظ

"بی حوصلگی" برایت تازه گی ندارد.گاه گداری این حس، بی سر و صدا می آید و تا تو بخواهی تصمیمی برای بیرون کردنش بگیری؛ می بینی که خودش کاسه کوزه اش را جمع کرده و رفته.ولی این روزها بدجور بساطش را پهن کرده.کاسه کوزه هایش را چسبانده به تک تک سلولهایت. انگار پیش تو بیشتر خوش می گذراند.و تو بی حوصله تر از آنی که به فکر نجات سلولهایت باشی.

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۲۲:۳۱
holy mind

همسر داری

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۵ ق.ظ

من نه روان‌شناس هستم، نه جامعه‌شناس و نه کارشناس مسائل تربیتی و خانوادگی. فقط می‌دانم در آموزش‌های عریض و طویل دوران مدرسه و دانشگاه ما، در نظام تربیتی ما، در شیوه‌ی تفکر و زندگی نسل ما، حتما کاستی‌هایی درباره‌ی زندگی مشترک و همسرداری هست.

نمی‌فهمم چرا بسیاری از تحصیل‌کردگان ما باور ندارند که همسرداری هم نیاز به آموزش دارد. نیاز به مطالعه و کتاب خواندن و کلاس‌رفتن و فیلم دیدن دارد. نیاز به صرف وقت و انرژی دارد؟ چرا بسیاری از تحصیل‌کردگان ما، نمی‌خواهند بپذیرند که بخش عمده‌ای از موفقیت در زندگی مشترک، نه حاصل قسمت و تقدیر و شانس، که حاصل رفتارهای خود زوجین است.

مدتی است که وقتی با دوستان قدیمی حال و احوال می‌کنم، جرات نمی‌کنم حال همسر آنها را بپرسم. راستش آنقدرسردی زندگی مشترک و بدتر از آن جدایی رایج شده است که که می‌ترسم این احوال‌پرسی، باعث شود چیزی را بشنوم که دوست ندارم.

این که چرا در نسل ما، تا این حد مشکلات زناشویی وجود دارد، مساله خطیر و شایان توجهی است و کاش خود ما دلمان برای خودمان بسوزد و با قبول این که نیاز به مطالعه و افزایش آگاهی داریم، همسرداری بیاموزیم!

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۰۰:۵۵
holy mind

گوزن زخمی

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ب.ظ

تا حالا شکار رفتی؟ من میرفتم ولی دیگه نمیرم!

آخرین باری که شکار رفتم شکارگوزن بود.

خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم.

بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش.

وقتی بالای سرش رسیدم هنوزجون داشت. با چشماش داشت التماس می کرد.

نفس می کشید. زیباییش منو تسخیر کرده بود.

حس کردم که اون گوزن می تونه دوست خوبی واسم باشه.

میتونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسش درست کنم.

خوب که فکر کردم با خودم گفتم که اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و وقتی منو ببینه یاد بلایی میفته که سرش آوردم.

از التماس چشماش فهمیدم بهترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینکه یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.

تو هیچوقت نمیتونی با کسی که زخمیش کردی دوست باشی...


| روزبه معین |



۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۲۲:۲۳
holy mind
http://online.1abzar.com/user.php?admin=39542&ref=http://http://nemodar.blog.ir/

پشتیبانی

​ ​